هر هکتار شالیزار در استان گیلان چقدر برنج میده؟
تحلیل عملکرد واحد سطح برنج (شلتوک و برنج سفید) در شالیزارهای استان گیلان
بخش اول: مبانی و آمارهای رسمی عملکرد برنج گیلان (شلتوک)
۱.۱. اهمیت و جایگاه استراتژیک برنج در گیلان
استان گیلان به عنوان یکی از دو قطب اصلی تولید برنج در ایران، نقشی محوری در تأمین امنیت غذایی کشور ایفا میکند. این استان به طور سنتی، بزرگترین تولیدکننده ارقام بومی و باکیفیت برنج در سطح ملی محسوب میشود. بر اساس آخرین برآوردهای رسمی، گیلان دارای ۲۳۸ هزار هکتار اراضی شالیزاری است. تمرکز اصلی کشاورزان گیلانی بر حفظ مرغوبیت محصول است، به طوری که حدود ۹۴ درصد از سطح زیر کشت استان (۲۲۳ هزار هکتار) به ارقام کیفی بومی نظیر هاشمی، علی کاظمی، دمسیاه و جمشیدجو اختصاص دارد. این ارقام کیفی، بخش اعظم محصول برنج استان را شامل میشوند و همین امر، مزیت رقابتی و اقتصادی برنج گیلان را در بازارهای مصرف داخلی تثبیت کرده است.
۱.۲. تعیین عملکرد متوسط شلتوک در هکتار (آمار رسمی)
عملکرد (بازده) برنج در مزرعه بر حسب شلتوک (Paddy) اندازهگیری میشود. بر اساس آمار اعلام شده توسط سازمان جهاد کشاورزی گیلان، با احتساب سطح زیر کشت ۲۳۸ هزار هکتار، تولید کل شلتوک در سال زراعی اخیر (۱۴۰۳-۱۴۰۲) بالغ بر ۱ میلیون و ۱۲۰ هزار تن برآورد شده است.
با استفاده از این دادههای کلان، میانگین عملکرد شلتوک در هر هکتار از شالیزارهای گیلان به صورت تحلیلی به شرح زیر محاسبه میشود:
این رقم، نشاندهنده متوسط عملکرد شلتوک ۴,۷۰۵ کیلوگرم در هر هکتار در شرایط کشت استان گیلان است. این عملکرد در مقایسه با میانگین جهانی (۴,۴۱۰ کیلوگرم در هکتار بر اساس آمار فائو در سال ۲۰۱۵) در سطح بالاتری قرار دارد.
با این حال، عملکرد گیلان در مقایسه با برخی برآوردهای جدید وزارت جهاد کشاورزی برای میانگین بلندمدت کل کشور (۵,۴۴۰ کیلوگرم در هکتار شلتوک) پایینتر است. این تفاوت آماری قابل تأمل، ناشی از سیاستهای کشت در استانهای شمالی است. در حالی که استان مازندران (بزرگترین تولیدکننده شلتوک کشور) بخش قابل توجهی از اراضی خود را به ارقام پرمحصول و اصلاحشده اختصاص میدهد، گیلان همچنان بر ارقام بومی پرتقاضا متمرکز است. در نتیجه، میانگین عملکرد وزنی گیلان، به دلیل غالب بودن ارقام کیفی بومی با پتانسیل تولید پایینتر، از میانگین ملی ارقامی که پتانسیل عملکرد بالاتری دارند، فاصله میگیرد. همچنین، مدلهای اقلیمی بلندمدت برای عملکرد برنج در گیلان، نوساناتی بین ۴,۴۱۷ تا ۴,۶۳۶ کیلوگرم در هکتار را پیشبینی میکنند. عملکرد اخیر ۴,۷۰۵ کیلوگرم در هکتار، در بالاترین محدوده پایداری اقلیمی قرار گرفته است که احتمالاً بازتابدهنده تأثیرات مثبت بارندگیهای مناسب و اجرای دقیقتر برنامههای بهزراعی است.
Table 1: آمار کلان تولید و عملکرد شلتوک در گیلان (سالهای اخیر)
| شاخص | مقدار | واحد | منبع داده |
|---|---|---|---|
| سطح زیر کشت شالیزار | ۲۳۸,۰۰۰ | هکتار | |
| تولید کل شلتوک | ۱,۱۲۰,۰۰۰ | تن | |
| میانگین عملکرد شلتوک (محاسبهشده) | ۴,۷۰۵ | کیلوگرم در هکتار | |
| درصد ارقام بومی (کیفی) | حدود ۹۴% (۲۲۳ هزار هکتار) | درصد |
بخش دوم: تجزیه و تحلیل راندمان تبدیل و عملکرد خالص برنج سفید
۲.۱. مفهوم شلتوک در مقابل برنج سفید و راندمان تبدیل
شلتوک، محصول نهایی برداشتشده از مزرعه است که شامل دانه برنج و پوسته است. برای تبدیل شلتوک به محصول قابل مصرف (برنج سفید)، باید فرآیند پوستگیری و سفیدکاری در واحدهای شالیکوبی انجام شود. راندمان تبدیل (بازده سفیدکاری) یک عامل حیاتی در تعیین عملکرد خالص اقتصادی در هکتار است. این راندمان بسته به نوع رقم (بومی یا اصلاحشده) و تکنولوژی دستگاههای شالیکوبی، متغیر است. ارقام اصلاحشده پرمحصول مانند شیرودی، میتوانند راندمان تبدیلی در حدود ۷۰ تا ۷۱ درصد داشته باشند ، در حالی که ارقام بومی به دلیل شکنندگی بیشتر دانه، عموماً راندمان پایینتری (معمولاً ۶۰ تا ۶۵ درصد) دارند.
۲.۲. برآورد عملکرد خالص برنج سفید در هکتار
بر اساس آمار رسمی، میزان تولید برنج سفید در گیلان در سال جاری پیشبینی میشود به ۶۸۰ هزار تن برسد. این میزان نشاندهنده یک رشد ۴۰ هزار تنی نسبت به تولید ۶۴۰ هزار تنی سال گذشته است.
با فرض سطح زیر کشت ۲۳۸ هزار هکتار، میانگین عملکرد برنج سفید در هکتار به صورت تحلیلی به شرح زیر محاسبه میشود:
بنابراین، میانگین عملکرد خالص برنج سفید در شالیزارهای گیلان ۲,۸۵۷ کیلوگرم در هکتار است. این عملکرد، در کنار میانگین عملکرد شلتوک ۴,۷۰۵ کیلوگرم در هکتار، به ما اجازه میدهد تا راندمان تبدیل استانی را محاسبه کنیم:
راندمان استخراجی ۶۰.۷ درصد نشان میدهد که با توجه به غلبه ارقام بومی (هاشمی و علی کاظمی، که بیش از ۸۵ درصد سطح کشت را تشکیل میدهند) ، ضایعات فرآوری قابل توجهی وجود دارد. این راندمان پایین، یک شکاف سودآوری در بخش فرآوری را نشان میدهد، زیرا هر ۱ درصد افزایش راندمان، میتواند تولید برنج سفید استان را حدود ۷۰۰۰ تن افزایش دهد.
۲.۳. نقش مکانیزاسیون در کاهش ضایعات و هزینه تبدیل
گیلان دارای ۱,۴۲۵ واحد شالیکوبی فعال است. پیشرفتهای تکنولوژیکی در این بخش حیاتی است؛ بیش از ۷۰۰ کارخانه در استان تجهیز و نوسازی شدهاند. نوسازی این واحدها به طور مستقیم میتواند ۳ تا ۷ درصد کاهش ضایعات در مرحله تبدیل را به همراه داشته باشد ، که مستقیماً منجر به افزایش عملکرد خالص برنج سفید در هکتار میشود.
در بحث هزینه خدمات، نرخ تبدیل هر کیلوگرم شلتوک به برنج سفید در شالیکوبیهای گیلان بر اساس درجهبندی کارخانه تعیین میشود. این نرخ در کارخانجات درجه یک، ۱,۹۰۰ تومان به ازای هر کیلوگرم شلتوک، یا به ازای تبدیل ۱۰۰ کیلوگرم شلتوک، ۲.۷ کیلوگرم برنج سالم تعیین شده است. این ساختار هزینهای نشاندهنده تلاش برای استانداردسازی خدمات برنجکوبی و تشویق کشاورزان به استفاده از کارخانجات مدرنتر است.
Table 2: برآورد عملکرد خالص برنج سفید در گیلان (میانگین استانی)
| مؤلفه | مقدار | واحد | منبع/نحوه محاسبه |
|---|---|---|---|
| میانگین عملکرد شلتوک (A) | ۴,۷۰۵ | کیلوگرم در هکتار | |
| میانگین عملکرد برنج سفید (B) | ۲,۸۵۷ | کیلوگرم در هکتار | |
| راندمان تبدیل استانی (B/A) | حدود ۶۰.۷% | درصد | محاسبه تحلیلی |
| راندمان تبدیل ارقام پرمحصول (پتانسیل) | ۷۰ تا ۷۱% | درصد |
بخش سوم: تحلیل جامع تنوع عملکرد بر اساس ارقام و مدیریت مزرعه
۳.۱. تحلیل شکاف عملکرد (Yield Gap) و پتانسیل تولید
نوسانات عملکرد در داخل استان گیلان بسیار بالاست. مطالعات مزرعهای-میدانی نشان میدهد که عملکرد شلتوک در شهرستانها میتواند از حداقل ۳,۰۰۰ کیلوگرم در هکتار (برای روستاهای با مدیریت ضعیف یا خاک نامناسب) تا حداکثر ۴,۵۰۰ کیلوگرم در هکتار (برای روستاهای نمونه با مدیریت بهینه) متغیر باشد.
این عملکرد در مقایسه با پتانسیل واقعی ارقام اصلاحشده که در مزارع تحقیقاتی گیلان کشت میشوند، بسیار پایینتر است. ارقام پرمحصول مانند شیرودی در شرایط مدیریت علمی، عملکردی بین ۷,۵۳۱ تا ۷,۸۴۲ کیلوگرم در هکتار شلتوک ثبت کردهاند. در مقابل، رایجترین رقم بومی یعنی هاشمی، عملکردی بین ۴,۱۵۲ تا ۴,۴۷۳ کیلوگرم در هکتار دارد.
تفاوت ۳,۳۰۰ کیلوگرمی بین متوسط عملکرد ارقام بومی با مدیریت بهینه (۴,۵۰۰ کیلوگرم در هکتار) و پتانسیل ارقام پرمحصول (۷,۸۰۰ کیلوگرم در هکتار) یک شکاف عملکردی بزرگ (بیش از ۸۰ درصد) را نشان میدهد. این شکاف نشاندهنده ظرفیت بالای استان برای افزایش تولید است که عمداً توسط کشاورزان، در راستای حفظ مزیت کیفی و اقتصادی برنج بومی، محدود شده است.
Table 3: مقایسه عملکرد شلتوک ارقام رایج در گیلان (شرایط تحقیقاتی)
| رقم برنج | ماهیت | حداقل عملکرد شلتوک (کیلوگرم/هکتار) | حداکثر عملکرد شلتوک (کیلوگرم/هکتار) | منبع |
|---|---|---|---|---|
| هاشمی (بومی کیفی) | محلی | ۴,۱۵۲ | ۴,۴۷۳ | |
| شیرودی (اصلاح شده پرمحصول) | اصلاحشده | ۷,۵۳۱ | ۷,۸۴۲ | |
| میانگین استانی (همه ارقام) | ترکیبی | – | ۴,۷۰۵ |
۳.۲. عوامل مدیریت زراعی مؤثر بر عملکرد (اگرونومی)
عملکرد پایین در بسیاری از مزارع گیلان عمدتاً به “شکاف اگرونومیک” باز میگردد؛ یعنی تفاوت بین عملکرد مزارع کمبازده و مزارع پربازده که هر دو از ارقام بومی استفاده میکنند. مطالعات میدانی در شهرستانهای سنگر، خشکبیجار و کوچصفهان، نشان داد که اجرای روشهای مدیریتی بهینه (Best Management Practices) نقشی تعیینکننده در افزایش تولید دارد :
- تاریخ کاشت بهموقع: مهمترین عامل مدیریتی، کشت بهموقع است. رعایت زمانبندی دقیق در نشاءکاری تضمین میکند که گیاه برنج در زمانهای بحرانی رشد، بهویژه در زمان گلدهی و پر شدن دانه، از شرایط دمایی و آب و هوایی مناسب بهرهمند شود، که این امر مستقیماً عملکرد دانه را افزایش میدهد.
- سن نشاء مناسب: استفاده از نشاهای جوانتر (۲۰ تا ۳۰ روزه) منجر به رشد و عملکرد بهتری در مقایسه با استفاده از نشاهای مسن میشود.
- مدیریت مواد مغذی و خاک: مقدار بیشتر کربن آلی خاک و مصرف مناسب و تقسیطشده کود نیتروژن (در محدوده ۲۰۰ تا ۲۵۰ کیلوگرم در هکتار) در مزارع پربازده مشاهده شده است.
- تراکم بهینه: حفظ تراکم بوته مناسب (۱۷ تا ۲۲ بوته در متر مربع) یکی دیگر از دلایل عملکرد بالا در مزارع موفق بوده است.
۳.۳. چالش پذیرش ارقام پرمحصول و ملاحظات کیفی
با وجود پتانسیل بسیار بالای ارقام اصلاحشده پرمحصول، شالیکاران گیلانی تنها حدود ۱۵ هزار هکتار از اراضی خود را به این ارقام اختصاص دادهاند. این عدم استقبال، عمدتاً ریشه در ملاحظات کیفی و بازارپسندی دارد. کشاورزان و مصرفکنندگان بر این باورند که ارقام اصلاحشده، برخلاف برنج هاشمی که پس از پخت همچنان مرغوب و نرم باقی میماند، پس از گذشت مدت زمان کمی خشک میشوند. این موضوع، باعث شده است که مزیت اقتصادی حفظ کیفیت (قیمت بالاتر برنج بومی) بر مزیت کمی (تولید بیشتر) غالب باشد و کشاورزان را به حفظ ارقام بومی و پذیرش عملکرد کمتر سوق دهد. بنابراین، هرگونه استراتژی برای افزایش عملکرد باید ابتدا بر توسعه ارقام اصلاحشدهای تمرکز کند که استانداردهای بالای کیفی مورد انتظار مصرفکنندگان گیلان را برآورده سازند.
بخش چهارم: نقش عوامل اقلیمی و زیستمحیطی در نوسانات بهرهوری
۴.۱. تأثیر پارامترهای اقلیمی بر عملکرد
تغییرات اقلیمی عامل مهمی در نوسانات عملکرد برنج در گیلان هستند. تحلیل تغییرپذیری نشان میدهد که عملکرد محصول برنج در شهرستانهای گیلان، صرفاً بر اساس تغییرات دادههای بارش و دما، میتواند در یک محدوده بین ۴,۴۱۷ تا ۴,۶۳۶ کیلوگرم در هکتار تغییر کند.
تحقیقات دقیقتر بر روی دادههای اقلیمی نشان داده است که موفقیت در تولید برنج در گیلان نه تنها به شرایط اقلیمی در طول فصل رشد، بلکه به شدت به شرایط پیش از نشاءکاری وابسته است. بر اساس مدلهای منطقهای رگرسیونی، سه پارامتر اقلیمی زیر بیشترین تأثیر را بر عملکرد نهایی برنج دارند :
- دمای حداقل مطلق ماه آوریل: دمای پایین در این ماه میتواند بر استقرار بهینه نشاء و سلامت اولیه گیاه تأثیر منفی بگذارد.
- دمای حداکثر مطلق ماه فوریه: دمای غیرمنتظره در این ماه بر روند آمادهسازی زمین و زمانبندی نشاءکاری تأثیرگذار است.
- مجموع بارش ماه دسامبر: بارش خارج از فصل کشت (دسامبر)، ذخایر آبی مورد نیاز برای آبیاری را در ماههای بعدی تأمین میکند. کمبود بارش در دسامبر میتواند مدیریت منابع آبی در فصل رشد را با چالش مواجه کند.
این تمرکز بر ماههای خارج از فصل رشد اصلی نشان میدهد که برنامهریزی زراعی گیلان باید فراتر از مدیریت در مزرعه رفته و بر پیشبینیهای اقلیمی بلندمدت و مدیریت جامع منابع آب و دما در فصول پاییز و زمستان متکی باشد.
۴.۲. چالشهای زیستمحیطی و تغییر کاربری اراضی
علاوه بر چالشهای اقلیمی که موجب افزایش آفات و بیماریها در مزارع میشوند ، تهدیدات محیط زیستی غیرمستقیم، بهرهوری بلندمدت کشاورزی گیلان را به خطر انداخته است. ابربحران تغییر کاربری اراضی و زمینخواری، دومین چالش اساسی کشاورزی گیلان پس از کمآبی محسوب میشود. ساخت ویلاها و اقامتگاههای مسافری در اراضی مستعد، نه تنها مساحت شالیزارها را کاهش میدهد، بلکه موجب خروج نیروی کار روستایی از بخش مولد کشاورزی و افزایش مهاجرت به شهرها میشود. این دگردیسی نامتوازن، ساختار اجتماعی مورد نیاز برای حفظ بهرهوری کشاورزی را تضعیف میکند و ناکامی سازوکار بازار در حفاظت از اراضی مولد را نشان میدهد.
بخش پنجم: استراتژیهای ارتقاء بهرهوری: کشت دوم و مکانیزاسیون
۵.۱. پتانسیل کشت راتون (چین دوم)
کشت دوم به دو شکل راتون (Ratoon) و کشت مجدد (Second Crop) در شمال ایران انجام میشود. راتون که در گیلان به نامهای محلی نظیر شاهبج یا شیورز شناخته میشود، فرآیند برداشت محصول از جوانهزنی دوباره ساقههای برنج کشت اول است.
راتون مزیتهای اقتصادی مهمی دارد:
- کاهش هزینه تولید: راتون نیاز به آمادهسازی مجدد بستر بذر و کاشت دوباره ندارد، لذا هزینههای تولید و نیروی کار به شدت کاهش مییابد.
- کیفیت بالا: برنج راتون اغلب طعم و عطر بهتری دارد و معمولاً بدون استفاده یا با حداقل استفاده از کود و سموم کشاورزی تولید میشود.
- بهرهبرداری حداکثری: در گیلان، پتانسیل پرورش راتون در سطح ۵۰,۰۰۰ هکتار پیشبینی شده است. این بالاترین پتانسیل در میان انواع کشت دوم است و یک استراتژی حیاتی برای افزایش تولید کل استان بدون تحمیل بار سنگین بر منابع آب یا زیرساختهای کشت اولیه محسوب میشود.
با توجه به اینکه کشاورزان گیلانی برای حفظ کیفیت هاشمی، عملکرد کمی پایینتری را میپذیرند (۴.۵ تن/هکتار)، سود خالص حاصل از راتون میتواند بخش قابل توجهی از درآمد سالانه را تأمین کند و به عنوان اهرمی برای افزایش سودآوری کل، بدون خدشه به استانداردهای کیفی، عمل نماید.
۵.۲. وضعیت و اثرات مکانیزاسیون
استان گیلان پیشرفت قابل توجهی در زمینه مکانیزاسیون به دست آورده است. بر اساس آمار، ۸۶ درصد از شالیزارها به صورت مکانیزه نشاءکاری شدهاند. همچنین، برداشت مکانیزه توسط کمباینهای ویژه برنج به ۹۲ درصد (معادل ۲۲۱ هزار هکتار) رسیده است که توسط ۴,۹۲۵ دستگاه کمباین انجام میشود.
این توسعه مکانیزاسیون نقش دوگانهای در افزایش بهرهوری دارد:
- کاهش فشار کار: مکانیزاسیون برداشت، فشار کار کشاورزان را کاهش میدهد. 2. افزایش عملکرد: دولت با توزیع بیش از ۸۰۰ تن بذر گواهیشده و اجرای طرحهای بهزراعی علمی، موجب شده است تا تولید برنج سفید به میزان ۴۰ هزار تن افزایش یابد. این افزایش عملکرد نشاندهنده آن است که تکیه بر علم کشاورزی، مدیریت منابع آبی و رعایت تقویم زراعی، حتی در ارقام بومی، میتواند تولید را حفظ و افزایش دهد. همچنین، تسهیلات قابل توجهی (بیش از ۲۵ هزار میلیارد ریال) برای خرید ماشینآلات کشاورزی پرداخت شده که نشاندهنده اهمیت استراتژیک مکانیزاسیون است.
بخش ششم: نتیجهگیری و توصیههای راهبردی
۶.۱. جمعبندی نهایی عملکرد واحد سطح
عملکرد برنج در یک هکتار زمین شالیزاری در گیلان، در سه سطح متمایز قابل جمعبندی است:
- عملکرد میانگین استانی (واقعی): ۴,۷۰۵ کیلوگرم شلتوک در هکتار، که معادل ۲,۸۵۷ کیلوگرم برنج سفید خالص در هکتار (با راندمان تبدیل ۶۰.۷ درصد) است.
- عملکرد پتانسیل ارقام بومی (مدیریت بهینه): تا ۴,۵۰۰ کیلوگرم شلتوک در هکتار در مزارع نمونه تحقیقاتی.
- عملکرد پتانسیل ارقام پرمحصول (تحقیقاتی): حدود ۷,۸۰۰ کیلوگرم شلتوک در هکتار در شرایط علمی و مدیریتی مطلوب (برای رقم شیرودی).
۶.۲. موانع ساختاری توسعه بهرهوری
تحلیلها نشان میدهند که شکاف عملکردی بین پتانسیل واقعی (۷.۸ تن) و میانگین استانی (۴.۷ تن) بسیار گسترده است. این شکاف نه تنها ناشی از تفاوت بین ارقام (بومی در مقابل اصلاحشده) بلکه نتیجه نوسانات شدید در مدیریت زراعی (شکاف ۱۵۰۰ کیلوگرمی بین مزارع ضعیف و قوی ارقام بومی) است.
این وضعیت در مقایسه با کشورهای پیشرو در زمینه کشاورزی مانند هلند (که ۲ تا ۴ برابر عملکرد بهتری دارد) قابل تأمل است. علیرغم شباهتهای اقلیمی و بارندگی ، تفاوت عمده در نبود تمرکز بر تحقیق و توسعه (R&D)، اصلاح نژاد منطبق با بازار، ایجاد زنجیره تأمین مناسب، و فقدان مشوقهای اقتصادی کافی برای کشاورزان است. سیاستهای فعلی باعث شده است که سود حاصل از فعالیتهای غیرکشاورزی مانند ویلاسازی و تغییر کاربری اراضی، جذابتر از سرمایهگذاری در تولید علمی باشد.
۶.۳. توصیههای راهبردی برای ارتقاء تولید
برای رفع موانع ساختاری و افزایش بهرهوری در واحد سطح، اتخاذ راهبردهای زیر ضروری به نظر میرسد:
- اجرای دقیق مدیریت زراعی بهینه: تمرکز فوری بر ترویج و تضمین اجرای زمانبندی دقیق نشاءکاری، سن مناسب نشاء و مدیریت صحیح کود نیتروژن و کربن آلی خاک، میتواند عملکرد ارقام بومی را در سطح استان به حداکثر پتانسیل (۴,۵۰۰ کیلوگرم در هکتار) نزدیک سازد.
- حمایت از تولید راتون: با توجه به پتانسیل ۵۰ هزار هکتاری راتون و سودآوری بالا به دلیل هزینه تولید پایین، لازم است برنامههای حمایتی و ترویجی برای مدیریت بهینه چین دوم و استفاده از ارقام زودرس تقویت شود.
- توسعه ارقام کیفی-پرمحصول: سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه برای ایجاد ارقام اصلاحشدهای که علاوه بر عملکرد بالا (مانند شیرودی)، کیفیت پخت مورد انتظار مصرفکنندگان (عدم خشک شدن پس از پخت) را برآورده سازند، حیاتی است. این اقدام، انگیزه اقتصادی کشاورزان برای پذیرش نوآوری و کاهش شکاف واریتال را فراهم میآورد.
- استانداردسازی و نوسازی صنایع تبدیلی: نظارت بر فرآیند تبدیل شلتوک در شالیکوبیها و ارائه تسهیلات جهت نوسازی کامل واحدهای باقیمانده، برای کسب حداکثر راندمان (۷۰ درصد) و کاهش ضایعات ۳ تا ۷ درصدی ضروری است.
- حفاظت قاطعانه از اراضی: تقویت نظارت و اجرای قوانین مرتبط با حفاظت از اراضی کشاورزی برای مقابله با تغییر کاربری و جلوگیری از تضعیف زیرساختهای مولد استان.
تمرکز بر مدیریت پیشفصل: از آنجایی که پارامترهای اقلیمی خارج از فصل رشد (مانند بارش دسامبر و دمای فوریه و آوریل) در عملکرد نهایی نقش مهمی دارند ، برنامهریزی کشاورزی باید بر اساس پیشبینیهای اقلیمی بلندمدت و مدیریت هوشمندانه ذخایر آبی در ماههای سرد سال متمرکز شود
